خرید بک لینک

پشت سر من صبح ایستاده است. می دانم راه درازی برای نظم بخشیدن به زندگی و در واقع درون خودم دارم، ولی من بالاخره این کار را حتی شده، اندک اندک به سرانجام خواهم رساند. دیشب هرچند سخت گذشت ولی من روزی پر از حس خوب داشتم، فردای آن روز که با همسرم صحبت کردم، از اینهمه، قضاوت یک سویه ام پیش خودم خجل شدم و کل روز یک جورهای حس گناه داشتم. همسرم یک جورهایی جلوه مهربانی های خداست، چون مرا از دست منِ خطرناکم نجات می دهد.

و راستی من صاحب یک شال آبی زیبا هستم. از امروز

ضمنا هیچ تغییر ماندگار به نظرم با حس تلخ صورت نمی گیرد.....

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت 4:46 توسط زیتون، جادوگر هشت |

برچسب: گاهی,خطرناک,وجود,ندارد, نویسنده: پویا موسوی‌پور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 3:09

صفحه بندی