طرف های عصر
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 13:58
امروز جمعه رو به عصر، من به باد پاییز برخوردم و یکباره، کلی خیابان خیس در قامت یک وجب روز در خاطرم سبز شد. باد با شدت تمام در تلاش بود تا ورقه پای پله ها را از جا بکَند. پاییز می آید و تا من برای نگرانی هایم یک فکر اساسی کرده باشم یا تکلیف برخی موضوعات را روشن کنم منگنه می شود به عید و بهار، به همین...
دانوب از نزدیک زرد لیمویی است....
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 13:58
بعد از خواندن کتاب «پابرهنه ها» اثر «زاهاریا استانکو» رمان بی نظیری که ترجمه آقای «احمد شاملو» آن را فوق العاده تر ساخته؛ حس کسی را دارم که از باغ گل سرخ برگشته و دستانش را مدام در لذتی عمیق جلوی بینی اش می گیرد تا خاطره تمام فصل های کتاب در استخوانهایش نفوذ کند. چقدر ترجمه کتاب روان بود و از همه مه...
نگاه سبز
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 13:58
آقای ب سال تا ماه در مراسم های خانوادگی و فامیلی آفتابی نمی شد، البته کاملا هم توجیه بود، او صاحب کارخانه ای با اسم و رسم بود و همه کارهایش را پای مشغله زیاد می گذاشتند. هروقت هم می آمد، تا افراد یخشان باز شود و به اصطلاح پسرخاله شوند و بازی هایشان گل کند، جا تر بود و از بچه خبری نبود. آن زمان برایم...
تکثیر جادوگرها
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 13:58
کتاب «بارون درخت نشین» یک سری از باورهای ته نشین شده ذهن مرا به سطح آورد، مثلا وجود جادوگرها، شاید اگر کسی این کتاب را قبلا خوانده باشد، این سوال برایش پیش بیاید که چه ربطی بین این دو وجود دارد؟ چون به تنها چیزی که در این کتاب پرداخته نشده، جادو و جادوگری است؛ حق با آنهاست اما من به هر دلیلی چند روز...